دسته بندی ها: اختلال روانی

افسردگی

افسردگی، یک اختلال شایع اما جدی در جامعه امروز است. این اختلال منجر به برهم خوردن زندگی طبیعی فرد و ایجاد احساسات منفی مانند غم، اضطراب، ناامیدی و عصبانیت در فرد می‌شود. افسردگی بر فکر، احساس و عمل فرد تأثیر گذاشته و زندگی وی را مختل می‌کند. درصورتی‌که علائم شایع افسردگی بیش از دو هفته در فرد ادامه داشته باشد بهتر است که به متخصص اعصاب و روان مراجعه کرده و درخواست کمک کند. مهم است که افراد دچار افسردگی بدانند که علائم و احساسات فعلی آن‌ها تنها به خاطر بیماری‌شان هستند و نه خود واقعی آن‌ها. مهم نیست که چقدر احساس ناامیدی، یاس و افسردگی می‌کنید؛ با درک علل و درمان آن می‌توانید اولین قدم برای داشتن احساس بهتر و غلبه بر مشکلات را بردارید.

احساس ناامیدی و غم در برخی مواقع، جزوی از زندگی طبیعی انسان است اما وقتی عواطفی مانند ناامیدی و ترس با گذشت زمان در فرد از بین نروند و تشدید شوند ممکن است فرد دچار افسردگی شود. افسردگی نه‌تنها باعث داشتن احساس غم و اندوه در تمامی مراحل زندگی فرد می‌شود بلکه توانایی وی در پاسخ به مشکلات زندگی، انجام فعالیت‌های روزانه و عملکرد جسمی و عقلانی را تحت‌الشعاع قرار داده و در خوردن، خوابیدن و لذات زندگی فرد اخلال ایجاد می‌کند تا حدی که حتی گذراندن یک روز معمولی نیز برای وی سخت و طاقت‌فرسا می‌شود. درحالی‌که برخی افراد افسردگی را تحت عنوان «زندگی در سیاه‌چاله» یا داشتن عذاب همیشگی تفسیر می‌کنند برخی احساس بی‌جانی، خالی بودن و بی‌تفاوتی می‌کنند. افسردگی ممکن است منجر به عصبانیت و بی‌قراری شده و میزان طاقت افراد در برابر مشکلات را بسیار کم می‌کند. در صورت عدم درمان، افسردگی ممکن است منجر به بروز اختلالات شدید جسمی و روحی در فرد شود.

یکی از عواملی که در افسردگی دخیل است، رابطه دلبستگی با دیگرانِ مهم است. مطالعات متعددی بیان کرده‌اند که تفاوت فردی در سبک دلبستگی، تأثیر مهمی بر بهزیستی و سازگاری هیجانی افراد دارد.همچنین بیان شده است که سبک دلبستگی بزرگ‌سالان با توانایی تنظیم پریشانی در آن‌ها ارتباط دارد. اعتقاد بر این است که تفاوت در مدل‌های کارکردی دلبستگی که فرض می‌شود زیربنای تفاوت در سبک‌های دلبستگی هستند، در بهزیستی اشخاص نقش اساسی دارد. به این طریق که افراد را به روش‌های مختلف تنظیم هیجان در مقابل تجربه‌های پراسترس و چالش‌برانگیز زندگی هدایت می‌کند . اخیراً علاقه بیشتری برای درک سازوکارهای مربوط به رابطه بین دلبستگی و نشانه‌های افسردگی به وجود آمده است.

نگارنده نوشتار: دکتر سعید  ملیحی الذاکرینی
درصورت تمایل به تعیین وقت مشاوره با دکتر ملیحی اینجا را کلیک کنید.
 

استرس یا فشار روانی

استرس چیست؟

میزان نیرو یا فشار ایجاد شده در یک جسم یا ماده و تغییرات حاصله را استرس می نامیم و عامل ایجاد کننده این نیرو استرسور یا فشار آور خوانده می شود.

معمولا فشار وارده اثرات و تغییراتی را در محمل ایجاد می کند و این تغییرات بسته به خواص فیزیکی یا شیمیایی محمل استرس متفاوت می شود . بعنوان مثال یک کیلوگرم فشار وارده بر یک شیء نرم مانند یک خط کش پلاستیکی سبب تغییر شکل آن می شود ولی همین میزان فشار بر یک جسم سخت نظیر آهن هیچ اثر و تغییری ایجاد نمی کند.

بنابراین محرکی در یک جا استرس ایجاد می کند و در جای دیگر استرس ایجاد نمی کند. این قضیه در خصوص انسان نیز صادق است. یک عامل فشار آور یا استرسور ممکن است در فردی  استرس ایجاد کند و در فرد دیگر استرس ایجاد نکند.

انواع فشار عصبی یا روانی

لذا استرس پاسخی است که  بدن یا روان ما به فشارهای وارده تولید می کند. گاه استرس مفید و گاه مضر است. گاه حاد و شدید و گاه خفیف است. گاه گذرا است و گاه ماندگار و مزمن شونده . عامل ایجاد کننده استرس هم می تواند درونی و هم بیرونی باشد ولی حالت استرس کاملا درون روانی و یا درون جسمانی است.

در هر صورت حتی استرس کم ولی  مداوم اثرات مخرب تدریجی در دستگاه روانی و بدن ایجاد می کند.

شخصیت وسواسی

اختلال وسواسی جبری (OCD):

 افراد مبتلا به این اختلال دچار وسواس های فکری و اجبار در انجام دادن عملی برای ابطال فکر وسواسی خویش هستند. ایشان  دچار افکاری مزاحم، ناخوشایند و ناخواسته می شوند که به صورت غیر ارادی به ذهن می آیند. این افکار منفی موجب ناراحتی و ایجاد اضطراب می شوند، و در نتیجه برای سرکوب و بی اثر کردن این افکار شروع به انجام یک سری اعمال تکراری می نماید که بسیار وقت گیر می باشد.

به صورت نمونه، فرد ممکن است دچار افکاری  از قبیل آلوده بودن، تصور صحنه های خشونت بار یا هولناک، یا تمایل به چاقو زدن به کسی شود، که به دنبال آن برای کاهش فشار این افکار ممکن است دست های خود را به صورت مداوم بشوید، وسایل روی یک میز را برای جلوگیری از وقوع حادثه مداوم مرتب کند، چندین ساعت در حمام بماند و …….

 

شخصیت وسواسی جبری:

زمانی که وسواس و اجبار بخشی از شخصیت فرد می شود ، او دچار اختلال شخصیت وسواس – اجبار شده است. ذهن افراد مبتلا به این اختلال به صورت مداوم به نظم و ترتیب توجه به جزییات، قوانین، فهرست ها درگیر شده تا حدی که هدف اصلی آن ها از فعالیتی که انجام می دهند نادیده گرفته می شود. این افراد کمال طلب بوده و بدون نیاز مالی به صورت افراطی خود را وقف کار و تولید می نمایند، نسبت به خود و دیگران خسیس هستند و معتقدند پول باید برای روز مبادا پس انداز شود. درباره مسایل ارزشی و اخلاقی، بیش از اندازه جدی، دقیق و انعطاف ناپذیرند. و الگوی هزینه کرد مالی ایشان اسهال / یبوستی  است ؛ یعنی گاه به شدت خسیس و گاه به شدت و بصورت غیرعقلانی ولخرج می شوند.  این خصیصه ها باعث می شود که افراد مبتلا به این اختلال انعطاف پذیری، سعه صدر و کارایی خود را از دست دهند.

به صورت نمونه، هنگامی که فرد فهرست کاری خود را گم می کند، به جای این که در مدت کوتاهی آن را دوباره باز نویسی کند زمان بیش از حدی را صرف جستجوی این فهرست خواهد کرد ، یا تکمیل یک گزارش کتبی به دلیل بازنویسی های متعدد و وقت گیر به تاخیر می افتد، به دلیل نداشتن تقسیم بندی زمانی مطلوب مهمترین کارها به دقیقه آخر محول می شود، …..

تفاوت ها:

اگر چه اختلال شخصیت وسواسی – جبری و اختلال وسواسی – جبری دارای نام مشابهی هستند ولی علایم بالینی این دو اختلال کاملا از هم متفاوت می باشند. همان گونه که در تعاریف ذکر شد، مشخصه اختلال وسواس – اجبار یا OCD افکار، تصاویر یا تمایلات مزاحم یا رفتارهای تکراری در واکنش به این افکار و تصاویر و تمایلات می باشد در حالی که ویژگی اصلی شخصیت وسواسی – جبری ، رفتاری همراه با ناسازگاری، کمال طلبی شدید، کنترل سخت و انعطاف ناپذیر بودن است.


اختلال وسواس اجبار

اختلال وسواسی _جبری، با وسواس فکری یا وسواس عملی یا هر دو مشخص می شود. اختلال های مرتبط به صورت رفتارهای تکراری معطوف به بدن و تلاش های تکراری برای کاهش یا توقف این رفتار، مشخص می شود.

وسواس فکری:

 افکار، تمایلات یا تصورات مکرر و پایدار که به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه می شوند

وسواس عملی:  

رفتار یا فعالیت های ذهنی تکراری که فرد آن را بر طبق قوانینی به دقت اجرا می کند

علایم

افکار مزاحم تکراری – اعمال ناخوشایند تکراری

توضیحات

ویژگی اصلی این اختلال که معمولا از ۱۴ سالگی شروع می شود، وجود غیر ارادی، ناخوشایند و مزاحم وسواس فکری یا وسواس عملی یا هر دو است.

وسواس های فکری شامل موارد ذیل می باشد:

– افکار / فکر آلوده بودن

– تصورات / صحنه های خشونت بار و هولناک

– تمایلات / چاقو زدن

این وسواس ها تکراری؛ پایدار و ناخواسته بوده، لذت بخش نمی باشند و به صورت ارادی به ذهن نمی آیند. فرد مبتلا به این اختلال تلاش می کند موارد پیش آمده را سرکوب کند یا با پرداختن به افکار یا فعالیت های دیگر (مانند یک وسواس عملی) آن را خنثی سلزد.

وسواس های عملی شامل موارد ذیل می باشد:

– رفتارهای تکراری / شستن دست، رعایت نظم و ترتیب، وارسی کردن

– فعالیت های ذهنی / دعا کردن، شمردن، تکرار آهسته کلمات در سکوت

فرد مبتلا به این اختلال احساس می کند مجبور به اجرای وسواس های عملی در پاسخ به یک وسواس فکری است و یا بر طبق قوانینی است که باید دقیقا انجام شود. هدف از انجام این رفتارها و یا فعایت های ذهنی، پیشگیری یا کاهش اضطراب یا ناراحتی و یا جلوگیری از بعضی رویدادها و وضعیت های هراس آور می باشد، این رفتارها تا زمانی تکرار می شود که فرد احساس کند همه چیز رو به راه و اضطراب و ناراحتی تسکین یافته است. وسواس های فکری و عملی وقت گیر هستند (بیش از یک ساعت در روز) و ممکن است موجب ناراحتی قابل توجه یا اختلال در کارکردهای اجتماعی، شغلی یا سایر حوزه های مهم کارکردی فرد شوند.

این اختلال را نمی توان به تاثیرات فیزیولوژیک یک ماده یا بیماری طب نسبت داد. کودکان ممکن است قادر به بیان علل انجام اعمال یا فعالیت های ذهنی خود نباشند. افکار خودکشی معمولا در نیمی از افراد مبتلا، و اقدام به خودکشی در یک چهارم موارد دیده شده است.

نابهنجاری

در طبقه بندی اختلالات روانی ، نابهنجاری عبارت است از آشفتگی یا اختلال در کارکردهای رفتاری ، هیجانی ، عاطفی یا شناختی و عقلانی که با بستر فرهنگی فرد ناهمخوان باشد. یکی از معیارهای ابتلا به اختلال روانی بروز علایم و نشانگان اختلال در کارکردهای حسی ، ادراکی ، تفکر ، زبان و گفتار ، عاطفی و هیجانی و اجتماعی مطابق با طبقه بندی اختلالات روانی نظام های دی اس ام یا آی سی دی می باشد.

چهار شاخص اساسی شناسایی نابهنجاری روانی

انحراف و کجروی از هنجارهای عرفی ، قانونی ، نامتعارف بودن ، افراطی گری از مهمترین ویژگی های نابهنجاری روانی است.

تشویش و بهم ریختگی که شامل ناخوشایندی ، نارضایتی ، عصبانیت و حسادت ورزی باشد. 

بدکارکردی و ناتوانی در انجام فعالیت ها و عملکرد عاطفی ، شناختی ، رفتاری ، اجتماعی ، شغلی.

خطرناک بودن  برای خویش یا دیگران و بروز افکار یا رفتارهای پرخطر نظیر خودزنی ، خودکشی ، دگر کشی ، آسیب رسانی و خشونت ورزی به دیگران ، تکانشوری و بی توجهی به عواقب و نتایج ، غیرقابل کنترل بودن رفتار و هیجانات ، سوء مصرف مواد.

با اینحال بسیار حائز اهمیت است که بدانیم از روی کتاب یا اینترنت نمی توان در خصوص سلامت یا بیماری روانی قضاوت کرد ، بخصوص اینکه  به صرف مطالعه یا مشاهده یک نشانه یا علامت به خود یا دیگری  نباید برچسب زده شود . و لازم است که به روانشناس متخصص مراجعه نمود.

نشانه / علامت   Sign / Symptom

بسیاری از مواقع، هنگام مطالعه مطالبی در مورد مسایل روانشناسی یا روان پزشکی به این موضوع بر می خورید که “نشانه های این اختلال به صورت ذیل است”، یا مثلا “علامت های این اختلال بدین شرح است”. شاید در دید اول دو کلمه نشانه و علامت قابل تمایز نباشد، ولی در تعاریف این دو کلمه متفاوت هستند، هر چند که اغلب به جای هم به کار می روند.

  • نشانه: تظاهر عینی یک اختلال مرضی. آن چه که فرد مبتلا به یک اختلال به صورت بالینی نمایش می دهد.
  • علامت: تظاهر ذهنی یک حالت مرضی. آن چه که ممکن است از دید فرد معالجه کننده ناپیدا باشد و فرد مبتلا به اختلال از آن آگاه است.
  • تفاوت ها : تفاوت نشانه و علامت یک اختلال را می توان به این صورت بیان کرد که، نشانه ها بیش از آن که توسط فرد مبتلا گزارش شوند توسط معاینه گر مشاهده می شوند ولی علامت ها بیشتر توسط فرد مبتلا گزارش می شوند تا این که توسط معاینه گر مشاهده شوند.

 

 

درجات شدت اختلال روانی از روان رنجوری تا سایکوز یا روان پریشی

 

سایکوز: سایکوز (روان پریش) به دسته ای از اختلال های  شدید روانی اطلاق می شود که در آن ارتباط بیمار با واقعیت قطع می شود. این افراد به صورت چشمگیری حس واقعیت سنجی آنان مختل شده، نسبت به بیماری خود بصیرت و آگاهی ندارند و در دنیای کاملاً اختصاصی خود به سر می برند. این دسته از اختلال های روانی با توهم، هذیان و افت عملکرد و ناتوانی بارز همراه است. از سایکوزهای مهم می توان به اسکیزوفرنی و اختلال های دوقطبی اشاره کرد.

نوروز: نوروز (روان نژند) به گروهی از اختلال های روانی بدون علل عضوی اطلاق می شود که در آن بیمار بینش قابل ملاحظه ای نسبت به وضع خود دارد، تجربیات فردی، ذهنی و خیال پردازی های خود را با واقعیات محیط خارج در هم نمی آمیزد. رفتار ممکن است شدیدا مختل شود، اما از هم گسیختگی شخصیت وجود ندارد. احساس ناراحت بودن، از یاد بردن نقش اجتماعی خود، پرخاشگری، اختلال خواب، خستگی و ناتوانی در روابط جنسی، سازش با مشکلات، عدم سازگاری، رفتار کودکانه و اضطراب مداوم در افراد روان نژند مشاهده می شود . اضطراب، هیستری، وسواس و فوبیا از انواع نوروز های مهم هستند.

اختلال مرزی: اختلال مرزی (بوردرلاین) توصیف کننده مواردی است که طبقه بندی آن ها به دلیل قرار گرفتن در مرز بین دو طبقه تشخیصی دشوار است. سه مورد عمده برای این اصطلاح وجود دارد، در اولین مورد، اختلال مرزی به عنوان یک طبقه تشخیصی تلقی شده که خصوصیات آن به صورت مبهم تعریف شده ولی مشتمل است بر خشم، اشکال در روابط، و فقدان هویت شخصی. در دومین مورد، اختلال مرزی تظاهر خفیفی از اسکیزوفرنی تلقی می شود و در کاربرد سوم، اصطلاح مرزی به نوعی اختلال شخصیت اطلاق می شود که با روابط بی ثبات، خشم نامتناسب، اختلال هویت، خلق بی ثبات واحساس بی حوصلگی مزمن مشخص می شود.

برخی علایم بیماری های روانی

  • تفکر اشتباه
  • عدم تمرکز
  • افکار خودکشی
  • عدم درک اطرافیان
  • کاهش میل جنسی
  • احساس غم و اندوه
  • تغییرات شدید خلقی
  • تغییرات عمده در عادات غذا خوردن
  • اجتناب از دوستان و فعالیت های اجتماعی
  • عصبانیت، خصومت یا خشونت بیش از حد
  • مشکلات مربوط به سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
  • خستگی زیاد، کمبود انرژی یا مشکل در خوابیدن
  • ترس و نگرانی بیش از حد و یا احساس شدید گناه
  • عدم توانایی در مواجهه با مشکلات روزمره یا استرس
  • هذیان یا جدا شدن از واقعیت برای مثال: پارانویا(بدبینی افراطی)
  • توهم درک بدون محرک برای مثال توهم شنیداری، توهم دیداری، توهم لامسه، توهم چشایی
نگارنده نوشتار: دکتر سعید  ملیحی الذاکرینی
درصورت تمایل به تعیین وقت مشاوره با دکتر ملیحی اینجا را کلیک کنید.
 

Obsessive compulsive woman aligning up pencils accurately on a glass table

وسواس

در تعریف وسواس می توان گفت که یک اختلال روانشناختی می باشد که به صورت افکار مزاحم، تکراری و به مرور غیر ارادی ، غیر منطقی و در نهایت اضطراب آور هستند که در هر سنی فرد می تواند به آن مبتلا گردد و زمانی این اتفاق می افتد که فرد در چرخۀ این افکار و اعمال وسواسی قرار می گیرد.

وسواس فکری- اجبارعملی  OCD

OCD چیست: 

اختلالی شایع، مزمن و طولانی­ مدت که فرد در آن دچار افکار (وسواس فکری) و رفتار (اجبار عملی) غیر قابل کنترل و مکرر می­‌شود و احساس می‌­کند باید چندین بار این افکار و رفتار را تکرار کند. این افکار به صورت غیر ارادی به ذهن می آیند و موجب ناراحتی و ایجاد اضطراب می شوند، و در نتیجه ممکن است برای بی اثر کردن این افکار ناخوشایند شروع به انجام یک سری اعمال تکراری نماید. در برخی موارد وسواس بدون اجبار و در بسیاری از موارد وسواس و اجبار عملی با یکدیگر همراه می شوند.

افکار وسواسی چه چیز هستند… ؟

افکار وسواسی، افکار ناخوشایند، تصاویر و یا تحریکات (مثل فکر مبتلا شدن به بیماری توسط کسی که مبتلا به بیماری است) است که به ذهن فرد می آیند حتی اگر فرد نخواهد. این افکار اغلب ایده های غیر واقعی هستند، گاهی اوقات مربوط به موضوعات خشونت آمیز و جنسی هستند که با اخلاقیات و نگرش های فرد تناقض دارد.

افراد مبتلا به اختلال وسواس – اجبار  معمولا افکار وسواسی خود را محصول ذهن خود می دانند (بر خلاف افراد مبتلا به هذیان ). با این حال، این افکار باعث فشار شدید روانی می شود. فرد مبتلا احساس ناامیدی می کند و به خاطر محتوای آن ها احساس گناه یا شرم دارد. افکار وسواسی حتی بدون اعمال اجباری [فقط وسواس] می توانند رخ دهند.

اعمال اجباری چه هستند….؟

اجبارها اعمال یا آیین هایی هستند که فرد احساس می کند که بارها و بارها مجبور به انجام آن ها است. آن ها می توانند اعمال جسمی یا حرکتی مانند شستن دست ها و وارسی درب و یا اعمال ذهنی مانند شمارش یا تکرار ریتم ها را در سر خود انجام دهند. افراد مبتلا معمولا احساس می کنند که این کار را به دلیل افکار وسواسی انجام می دهند.

آیین ها فریبنده هستند و به فرد حس ایمنی می دهند یا این احساس که می توانند از وقوع اتفاقات بد جلوگیری کنند، حتی اگر چیز بدی وجود داشته باشد که احتمال وقوع آن بسیار کم باشد آیین ها انجام می شوند. در بسیاری موارد، افراد مبتلا تلاش می کنند خود و دیگران را از خطر با انجام آیین ها حفظ کنند. تلاش برای مقاومت در برابر اعمال اجباری معمولا با ترس زیادی همراه است. بدون درمان، شدت اعمال اجباری در طی زمان افزایش می یابد.

رفتار ایمنی

 “رفتار ایمنی” اشاره به اقداماتی دارد که برای دفاع در برابر آسیب و یا مسئولیت پذیری در مورد پیامدهای منفی عمدا انجام می گیرند. این ممکن است شامل پوشیدن لباس شانس و یا پوشیدن دستکش ها برای جلوگیری از آلودگی به میکروب ها باشد. این شکل پنهانی اجتناب است: از وضعیت تحریک کننده به طور کامل اجتناب نمی شود، اما فرد مبتلا به طور کامل در معرض ترس بیش از اندازه خود قرار نگرفته است. تلاش برای سرکوب افکار “بد” نشانگر شکل دیگری از رفتار ایمنی است.

با وجودی که رفتار ایمنی در کوتاه مدت اعتقادی را به وجود می آورد، شدت افکار وسواسی را در بلند مدت بیشتر می کند زیرا باعث ایجاد هذیان می شود که آن ها “مورد نیاز” هستند و ترس به طور مداوم توسط آن کاهش می یابد.

شخصیت وسواسی

ذهن شخصیت های وسواسی به صورت مداوم درگیر نظم و ترتیب ،  جزییات، قوانین، فهرست ها و … می باشد.  این افراد کمال طلب بوده و  به صورت افراطی خود را وقف کار و تولید می نمایند، نسبت به حود و دیگران خسیس هستند و  درباره مسایل ارزشی و اخلاقی، بیش از اندازه جدی، دقیق و انعطاف ناپذیرند.

نگارنده نوشتار: دکتر سعید  ملیحی الذاکرینی
درصورت تمایل به تعیین وقت مشاوره با دکتر ملیحی اینجا را کلیک کنید.